خلاصه سخنان دکتر دینانی در برنامه معرفت 6 اسفند ماه 1395

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا/فراغت از تو میسر نمیشود ما را/تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش/بیان کند که چه بودست ناشکیبا را
✨⭐️بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود/داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود/دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو/گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود/جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند/عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود/جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی/آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود/گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی/آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود✨⭐️
مخاطبی که بدون او زندگی به سر نمی شودکیست ؟مخاطب اصل عالم هستی است اگر عالم هستی را دایره فرض کنیم مرکز این دایره و اصل آن خداوند است.
🌹اگر آنی کند نازی/فرو ریزند قالبها
(سُبْحَانَكَ يَا دَائِمُ تَعَالَيْتَ يَا قَائِمُ)ما دوام را نسبی می فهمیم ِ
در عالم دو چیز وجود دارد که فانی و باقی هستند، در عینِ اینکه فانی هستند، باقی هم هستندو آن دوچیز زمان و زبان است , زمان میگذرد یا نمیگذرد؟ آیا لحظهای از زمان باقی میماند؟ مرتب میگذرد پس فانی است یعنی لحظهها فانی هستند، اما لحظهها که فانی هستند، در عینِ فانی بودن، همه لحظهها که در حال گذر است، آیا تمام میشود؟ شما بیزمانی را نمیتوانید تصور کنید پس زمان در عینِ اینکه فانی است، باقی هم است.
زبان هم همینطور است، هر گویندهای که سخن میگوید، سخنش تمام میشود و به آسمان میرود البته سابقا فکر نمیکردند که بتوان سخنان گذشتگان را ضبط کرد منظور حکما از اینکه زبان هم فانی و هم باقی است، این بوده است که صوت میرود و تمام میشود، ولی معنی سخن، باقی است آیا معنی سخن، فانی است یا باقی است؟
سقراط در ۲۵۰۰ سال پیش حرف زده است، صدای سقراط را ما در حال حاضر نمیشنویم، صدایش به هوا رفته است اما آیا معانی کلمات سقراط باقی نمانده است؟ سقراط یک کلمه در عمرش بیشتر نگفته است (بشر خود را بشناس) این تاکنون باقی است و تا ابد هم باقی خواهد ماند تا وقتی که بشر، بشر است، معنی این سخن باقی میماند,نه تنها صوت نابود نمیشود، بلکه هیچ موجودی هم معدوم نمیشود و هیچ معدومی، موجود نمیشود, این را مردم نمیدانند، فکر میکنند موجود معدوم میشود موجود معدوم نمیشود، مردم تحول را معدوم شدن میدانند یعنی وقتی که انسان میمیرد و تبدیل به خاک میشود، فکر میکنند که انسان معدوم شده است این معدوم شدن نیست، این تحول است فرق بزرگی است بین معدوم شدن و تحول پیدا کردن تمام موجودات در این عالم تحول پیدا میکنند، به خصوص در عصر حاضر که خیلی هم تحولپذیر است
با علم امروز، از هر چیزی میتوان همه چیز ساخت اما آیا معدوم میکنید و میسازید یا متحول میکنید و میسازید؟ پس همه چیز تحول میپذیرد دگرگون می شود اما معدوم نمیشود چیزی که به وجود آمد، دیگر معدوم نمیشود از عدم چیزی به وجود نمیآید و از وجود هم به عدم چیزی نمیرود، ولی موجود دائماً تحولپذیر است و دگرگونی را میپذیرد.
🌹از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند
«گنبد دوار» معنیاش چیست؟ یادگار یعنی ماندن، در کجا میماند؟ در گنبد دوار, گنبد دوار چیست؟ کل گیتی و کل کهکشان، گنبد است کهکشان و کهکشانِ کهکشانها یک گنبد است حال چرا گنبد است؟ چون مدور است اصل در اَشکال، دایره است و اصلِ در اجسام، کُره است. گیتی دایرهوار است که به گنبد تشبیهش کردهاند گنبد در مساجد اسلامی خیلی معنی داشته است گنبد را چرا به این شکل ساختهاند؟ هزاران شکل هندسی داریم، چرا به شکل دیگری نساختهاند؟ گنبد، شکل گیتی و هستی است هستی دایرهوار است، به شکل گنبد و دوار است عالم ثابت نیست، دوار است عالم دائماً متغیر است گنبد دوار یعنی معنی همچنان باقی است.
عالم نغمه است, از فیثاغورث نقل است که «من موسیقی را از نغمه افلاک شنیدهام» حال عدهای میگویند که این افسانه است ولی معنایی دارد همین امروز پیشرفتهترین علوم عصر ما، فیزیک کوآنتوم است ذره اولیه و بنیادی، در یک نگاه موج است، در یک نگاه ذره است موج جریان دارد یا ثابت است؟ موج جریان دارد و کل این عالم هستی از آن ذره بنیادی تشکیل شده است آن ذره بنیادی موج است، موج متحرک است
حرکت نغمه دارد اگر گوش انسان، گوش شنوایی بود، نغمه آن موج، یعنی نغمه هستی را میشنید آن ذره بنیادی که موج است، نغمه دارد والا شما کنار دریا هم صدای نغمه دریا را میشنوید باد نغمه دارد و عالم نغمه دارد اینها را عُرفای سابق میگفتند ولی به رمز صحبت میکردند در پرده ادبیات ولی امروزه علم فیزیک این را میگوید و به همان اندازه که روح پیچیده و نامعلوم است، ماده هم به همان اندازه پیچیده است امروزه میگویند ذره و عدم قطعیت از این تعابیری که به کار میبرند پس به همان اندازه که روح پیچیده است، ماده هم پیچیده است.
موسیقی، غم فراق است، موسیقی اصیل درونش غم فراغ است نی درونش یک موسیقی فراق است امروزه بیشتر به موسیقیهای شاد روی میآورند ولی ذات موسیقی، غم فراق است فراق از چه چیز؟ دوری از اصل انسان زبانش، زبان موسیقیایی است حال چرا موسیقی غم فراق است؟ فراق از چه چیز؟ فراق از اصل است انسان نمیداند اصلش کجاست، به دنبال اصل خودش میگردد انسان اصل خودش را دوست دارد موسیقی شرقی، اصل موسیقی است و بیشتر از غم فراق حرف میزند فراق هم غربت از اصل است اصل هم موطن اصلی است و موطن اصلی، همان ذات پروردگار است.
انسان اسیر هوسهاست، یک سلسله هوسها در دل دارد، میخواهد با این هوسها بازی کند چرا این هوسها را با خود میکِشد؟ این هوسها را میکِشد تا از دلش بیرون برود یا امتداد آن را بیشتر میکند؟ انسان وقتی در دام هوسهای بیشتر گرفتار میشود، اینجا نیازمند یک جهش است از اینکه یک هوس را بردارید و جایش یک هوس دیگری بگذارید، این راه رهایی نیست مادامی که در زنجیرههای هوس، دست و پای قلب فرو رفته است، زندانی ذهن هستی و زندانی ذهن بودن چقدر سخت است و متأسفانه ۹۰ درصد مردم در زندان ذهن و عادتهایشان هستند که از جامعه گرفتهاند همه مردم از شک میترسند، من هم از شک تعریف نمیکنم شک چیز خوبی نیست و آزاردهنده است، اما شک یک خصلت خوبی دارد، شک اگر بیاید، ذهن را از پیشداوریها پاک میکند انسانها وقتی حرف میزنند، پیشداوری دارند با ذهنیات خودشان پیشداوری میکنند، ولی با آمدن شک،بدون پیشداوری فکر میکنند و میتوانند آزادتر فکر کنند و این میتواند مقدمه یقین باشد.
اما چون مردم در زندان ذهن و عادتها گیر کرده اند و شرطی شده اند به همین علت نمی توانند صحیح و متعالی فکر کنند .
🌹جان در قفس اندر قفس اندر قفس استی/جان را ز رهایی قفس ها هوس استی
اگر قفسهای ذهن را بشکنیم آن وقت کارمان درست می شود و قدرت پرواز فکر پیدا می کنیم .
🌹دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو/گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
آیا عقل مست می شود یا نه ؟
نزاع دیرینه ای بین عقل و عشق بوده است که معمولا توصیه می کنند عقل را رها کن و به عشق چنگ بزن اما نکته مهم اینجاست که عقل و عشق باهم ارزش دارند عشق بدون عقل و آگاهی بی فایده و بی معنی است و عقل بی عشق هم راکد است همانطور که مولانا گفته عقل باید مست شود یعنی باید عاشق شودعقلی که مست شود دیگر در بند نام و مقام و جاه و منصب و....گرفتار نمیشود و مست معرفت می گردد.
چرخه چرخ پست تو در اینجا منظور فلک دوار و تمامی هستی است که در مقابل دور عقل پست است,سرعت عقل بیش از کهکشانهاست و با یک توجه عالم هستی را در می نوردد,سرعت و دوران عقل زیاد است.
🌹همه عالم چو یک خم خانه توست/دل هر ذره ایی پیمانه توست
🌹خرد مست و ملایک مست و جان مست/هوا مست و زمین مست آسمان مست
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود,وقتی صدای الهی به گوش انسان برسد طرب انگیز است .
🌹هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش/
ما همه لاشیم با چندین تراش
🌹جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند/عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
جان می جوشد و جوشندگی حیات است و عقل خروشنده است و گامهای بلندی برمی دارد و می خواهد چیزهای مهمی را بفهمد عقل مرتب تعالی جوست,غذای عقل معارف است.
🌹گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی/
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
(آن منی)آن از از الفاظ رندانه و عاشقانه قلندران ماست وقتی می گوییم آن منی یعنی هر آنچه خوبی است در آن است یعنی همه خوبی ها در توست.
🌹جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی/آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، چهره ماندگار فلسفه و استاد بازنشسته دانشگاه تهران، چهره نام آشنایی برای عموم و خصوصا علاقه مندان حکمت و فلسفه است. او با برنامه معرفت که هر هفته از شبکه چهار صدا و سیما پخش می شود و همین طور با سخنرانی ها و کتاب هایش در نزد اهالی فرهنگ، هنر، علم و اندیشه چهره شاخصی محسوب می شود. مردم داری از جمله صفات بارز دکتر دینانی است؛ در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، استاد وقت خود را نه فقط با اساتید برجسته فلسفه که با مردم عادی نیز می گذراند و همان طور که سقراط در خیابان ها با مردم دوست و همنشین بود، دکتر دینانی هم بر سر مسائل فلسفی با مردم عادی هم سخن می شود و در پاسخ به سوالات شان، با طرح سوالاتی آنها را به جواب های مورد نظرش رهنمون می کند.