X
تبلیغات
حکیم عالیقدر استاد ابراهیمی دینانی - دانلود کتاب گلشن راز - شیخ محمود شبستری
تاريخ : | 18:42 | نویسنده : اسماعیلی

دانلود

پسورد فایل : www.pars-pdf.com

«گلشن راز» مجموعه عارفانه ای كه مشتمل بر 105 بیت است و به رغم این اختصار و قلت ، شیواترین مضامین عرفانی و گویاترین مفاهیم انسانی و رساترین معانی هنری را در خود جای داده است.
«شیخ محمود شبستری» هر چند بیش از چهار دهه در این دنیای فانی و خاكی نزیست اما شاهكاری از خویش بر جای گذاشت كه بعدها «چراغ دل» عارفان و عاشقان و حق پویان گردید.
شیخ سعدالدین محمود فرزند عبدالكریم در ایام سلطنت گیخاتو خان در شهر«شبستر» از توابع آذربایجان چشم به جهان گشود. او اكثر سالهای عمر خویش را به سیاحت در اطراف و اكناف جهان پرداخت و بدین سان كوله باری از تجربه و آموزه و حكمت برای خویش اندوخت. وی از علمای مشهور متصوفه زمان خود بود و دانش پژوهان برای حل مسائل عرفانی خویش به او مراجعه می كردند. از او به عنوان یكی از نوادر روزگار و مفاخر فلاسفه ایران یاد می شود.
مثنوی گلشن راز چگونه پدید آمد
«شیخ محمود» به خاطر جایگاه و اعتباری كه در عرصه عرفان داشت همواره مورد وثوق علما، شعرا و عرفا و فلاسفه جهان قرار داشت و در اكثر مجالس و محافل، پاسخگوی خیل سوالات و پرسش های دیگر عرفا بود.ترجمه مثنوی «گلشن راز» به چندین زبان زنده جهان، موید اعتبار و ارج و قرب اوست. او چنان به مضامین عرفانی تسلط داشت كه حتی پاسخ های خود را فی البداهه و در همان مجلس به نظم و نثر درآورده و پاسخ می گفت. در سال 717 هجری قمری (1317 میلادی) «امیر حسین هروی» یكی از شیوخ خطه خراسان نامه ای مشتمل بر 17 سوال و به شكل منظوم و شعرگونه نگاشت و از شیخ محمود خواست تا به آنها پاسخ گوید.

«شیخ محمود» با اشاره استادش بهاءالدین یعقوب نخست به سوالات مطرح شده در مجلس دانشمندان و عرفای تبریز، فی البداهه با شعر جواب گفت و سپس به منظور تشریح گفته های خود، پاسخ های مربوطه را در قالبی زیبا و منظوم و در 105 بیت مثنوی تحت عنوان «گلشن راز» به سرایش درآورد.این منظومه در ادبیات و عرفان پس از شیخ محمود، تاثیری گسترده و چشمگیر داشته و مورد توجه بسیاری از عرفا از جمله شیخ محمود لاهیجی، شاه داغی شیرازی، ابن تركه و... قرار داشته است به گونه ای كه برآن شرح ها و تفسیرهای گوناگون نگاشته اند.دراین مثنوی، شیخ، معانی تصوف را به شكل ساده و گویا توصیف كرده و آدمی را به ترك عادت، درك وحدت و جستجوی حقیقت، هدایت می كند.برخی از تذكره نویسان بهاء الدین یعقوب و برخی شیخ امین الدین تبریزی را پیرو مراد او قید كرده اند ولی چنانكه در روضات الجنان نیز مسطور است شیخ از محضر هر دو بزرگوار كسب فیض كرده است.
او در حیات پربار خویش مولف 10 كتاب:
-1 مثنوی گلشن راز شامل ۱۰۵۰بیت عرفانی
-2 مثنوی سعادت نامه: كه بر وزن حدیقه الحدیقه حكیم سنایی غزنوی است و بالغ بر سه هزار بیت و منقسم بر هشت باب و هر باب مشتمل بر فصول و حكایت می باشد.
-3 حق الیقین فی معرفه رب العالمین، (در هشت باب به شماره هشت باب بهشت)
-4 مرآت المحقین: كه در معرفت و شناخت نفس و خداشناسی است آمیخته با فلسفه و عرفان (در هفت باب)
-5 زمان و مكان: یك نسخه از آن در كتابخانه دانشكده ادبیات تهران به شماره 267/1، نگهداری می شود..
-6 معراجیه: (شرح كیفیت و چگونگی معراج)
-7 رساله شاهدنامه
-8 ترجمه منهاج العابدین امام غزالی
-9 تفسیر سوره فاتحه
-10 كنزالحقایق:
این كتاب به سال 1352 هجری قمری با زاد المسافرین میرحسین هروی، چاره وصال، لیلی و مجنون و قصیده میرفندرسكی كه در تهران به چاپ سنگی رسیده است، بوده است.
از كتاب های دهگانه شیخ «گلشن راز» مقبولیت و شهرت بیشتری یافته و بعد از وفات شیخ، عارفان و دانشمندان شرح هایی بر آن نوشته اند كه در كتاب سخنوران آذربایجان به 49 فقره آن اشاره شده است. قربانعلی محمدزاده كه در باكو راجع به «كتاب گلشن راز» تحقیقات وسیعی انجام داده به نسخه دست نویس و د ه ها چاپ و شروحی كه به آن نوشته اند اشاره كرده است. شیخ اكثر اوقات خود را در سیر و سیاحت گذرانید و به بسیاری از ممالك اسلامی از قبیل بغداد، شام، یمن، حجاز، مصر و اندلس و قفقاز سفر كرده و بنا به روایت مولف «ریاض السیاحه» چندی هم در كرمان رحل اقامت گردید و در آنجا تاهل اختیار نمود. «شیخ محمود شبستری» در اواخر عمر به شبستر بازگشت و در سال 720 هجری قمری در همانجا درگذشت و در وسط باغچه ای به نام «گلشن» در جوار قبر استادش «بهاءالدین یعقوب تبریزی» به خاك سپرده شد. وی مریدان زیاد داشت و در نتیجه بقعه ای برای قبر هر دو ساخته شد. اكنون این بقعه به صورت زیارتگاهی درآمده و عارفان و سالكان از راه های دور به زیارت آن قبور می روند.
می نویسند، «طاق و رواق بقعه ریخته بود حاج میراز آقاسی وزیر معروف محمدشاه قاجار آن مقبره را تجدید بنا كرد بعد از وی در سال 1267 هجری قمری دو قطعه سنگ نبشته مرمرین بر روی آن دو قبر نصب گردید. خط هر دو سنگ نبشته نستعلیق حلبی است و به صورت برجسته نقره كاری گردیده، متن سنگ نبشته بابایعقوب چنین است:
«هوالحی الذی لایموت هذاالمرقد الشریف جناب قدوه العارفین و زبده السالكین، مولانا بهاءالدین یعقوب علیه الرحمه آن جناب از اولاد خادم شیر بیشه ولایت مالك اشتر است و جناب شیخ محمود از جمله تربیت یافتگان آن حضور بزرگوار است. علو مرتبه جناب مولانا را همین بس است كه مانند جناب شیخ محمود رحمه الله علیه از دامن تربیت ایشان برخاسته آفتاب آمد دلیل آفتاب و این دو لوح شریف در سنه هزار و دویست و شصت و هفت در این دو مقام شریف نصب گردید.»
در پایان از مثنوی ماندگار «گلشن راز» اولین شعر را به یادگار می آوریم:
به نام آن كه جان را فكرت آموخت/ چراغ دل به نور جان برافروخت
ز فضلش هر دو عالم گشت روشن / زفیضش خاك آدم گشت گلشن
 توانایی كه در یك طرفه العین / ز كاف و نون پدید آورد كونین
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد/ هزاران نقش بر لوح عدم زد
 از آن دم گشت پیدا هر دو عالم / وز آن دم شد هویدا جان آدم
در این ره انبیا چون ساربانند / دلیل و رهنمای كاروانند
 وز ایشان سید ما گشته سالار / هم او اول هم او آخر در این كار
احد در میم احمد گشت ظاهر / در این دور اول آمد عین آخر
 ز احمد تا احد یك میم فرق است / جهانی اندر آن یك میم غرق است 

 

منبع مطلب